شناسه خبر : 1845
تاریخ انتشار :
مایک سیب هستیم که از وسط دو نیم شده‌ایم
افغانستان، احمد مسعود و خانه کابل امیدخانه تمام افغانستانی های ایران در گفتگو با فاطمه اکبری

مایک سیب هستیم که از وسط دو نیم شده‌ایم


علی رزاقی بهار/ کاظم جعفری\r\nبه گزارش بورس خبر به مقل از مجله همشهری جوان: فاطمه اکبری 28 سال دارد و متولد ایران است. یک خواهر بزرگتر به نام بتول و برادری کوچکتر از خودش دارد. درحال حاضر دانشجوی رشته تدوین است و در دوره های آزاد پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران رشته های گرافیک و عکاسی را گذرانده است. او اصالتا از پدر و مادری افغانستانی متولد شده است و تاکنون 4 بار به این کشور سفر کرده است. سفر او علاوه بر دیدن زادگاه والدینش با عکاسی اجتماعی همراه بوده است. و آثارش در سفارت کانادا در افغانستان و یک نمایشگاه آثارهنری به نمایش درآمده است. در ایران هم در نمایشگاه کتاب تهران سال 1393که افغانستان بعنوان مهمان ویژه این رویداد حضور داشت نمایش داده شده است علاوه بر این در فرهنگسرای نیاوران به همراه پدرش نمایشگاهی با عنوان افغانستان، فرهنگ رمضان با موضوع معرفی افغانستان از دریچه دوربین برگزار‌کرده است. او همراه با خانواده کافه ای دارد در خیابان طالقانی، خیابان فریمان تهران با عنوان خانه کابل که با استقبال زیاد ایرانی ها و افغانستانی ها همیشه چراغش روشن است. با او درباره افغانستان و وضعیت این روزهای کشورش به گفتگو نشستیم در حالی که پدر به یاری هم وطنانش به کابل رفته است به گفتگو نشستیم.\r\n\r\n1- اگر بخواهید افغانستان را تعریف یا توصیف کنید چه می‌گویید؟\r\nافغانستان کشوری با پیشینه چندهزار ساله است و نام پایتخت آن و دیگر شهرهای آن همچون پنجشیر که اکنون نامش بر سر زبان هاست، بارها در شاهنامه آمده است. افغانستان چنین پیشینه ای تاریخی و بناهای کهن و شعرای بزرگ و نامی همچون مولانا جلال الدین بلخی و مشاهیری مانند ابوعلی سینای بلخی و ناصر خسرو که مقبره اش در بداخشان است و جامی که در هرات دفن شده است و خواجه عبدالله انصاری پیرهرات که از پیشینیان افغانستان هستند.\r\n2- در برخی کتاب‌ها افغانستان توصیف شده است مثلا کتاب‌های خالد حسینی آن توصیف‌ها چه قدر به واقعیت نزدیک است؟\r\nخالدحسینی با دو کتاب بادبادک باز و هزار خورشید تابان، نویسنده شناخته شده است در سطح جهانی است. من هر دو کتاب را مطالعه کرده ام و به آنها مسلط هستم.\r\n\r\n\"\"\r\n\r\nاما من افغانستان را صرفا از نگاه خالد حسینی توصیف نمی‌یکنم، من به عنوان یک مهاجر افغانستانی وظیفه ای بر دوش دارم و باید دیگر نویسندگان افغانستان که در بین مردم این کشور و افغانستانی های مهاجر ساکن کشورهای دیگر شناخته شده هستند را معرفی کنم. افرادی همچون مرحوم ببرک ارغند و شاعرانی دیگر از جمله: استاد خلیل الله خلیلی و استاد رهنورد زریاب و مرحوم اکرم عثمان و دیگر نویسندگانی که آثارشان در ایران نیز به چاپ رسیده است. کتاب کوچه ما اثر مرحوم اکرم عثمان به زیبایی فضای افغانستان و کوچه پس کوچه های کابل را توصیف می‌کند و هر ایرانی که علاقه مند به آشنایی با فضای کوچه و بازار افغانستان باشد حتماً کتاب استاد اکرم عثمان را مطالعه کند. قلم و سبک نوشتار ایشان برای مخاطب ایرانی قابل درک است. من در چند پست جدید اینستاگرام بخش هایی از کتاب ایشان را بصورت صوتی در غالب پست های 1 تا 4 دقیقه ای گذاشته ام و مخاطبان من با زبان فارسی درسی و گویش و لهجه کابلی آشنا شوند.\r\n\r\n3- سال‌ها در ایران زندگی کردید از ایران بگویید از این هم‌زبانی، هم‌دستی و فرهنگ‌های مشترک؟\r\n\r\nمن سالها در ایران زندگی کرده ام اما نه مانند افرادی که به این کشور مهاجرات کرده اند، من اینجا متولد شده ام. ما مشترکات نداریم بلکه ما یکی هستیم و من همیشه این مثال را می‌زنم، ما یک سیب بودیم که از وسط نصف شدیم. نیمی از آن ایران و نیم دیگر افغانستان و البته تاجیکستان، هند و فلات بزرگی که داشتیم. هم فرهنگی و هم زبانی، هم دین و هم تاریخ بودن کاملا وجود دارد. همه چیز ما باهم بوده است و متاسفانه در چند سال اخیر بشدت میان دو کشور جدایی افتاده است. من این جدایی را از زمان پهلوی می‌دانم.\r\n4- منظورتان از جدایی چیست؟\r\nمن فاطمه اکبری که متولد ایران هستم. بصورت قانونی هنوز شناسنامه ندارم و نمی توانم به نام خودم سیمکارت بگیرم. گفته می‌شود که قانون تغییر کرده و می‌توانید سیمکارت به نام خودتان بگیرید، اما من مراجعه کردم و گفتند باید معرف بیاورید، چنین مواردی هنوز وجود دارد. در تمام کشورهای دنیا مهاجران شرایط مشخصی دارند. ما شرایط ایرانی‌هایی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند را می‌دانیم و افراد بعد از مهاجرت در آن کشورها بصورت قانونی زندگی می‌کنند و شهروند آن کشور محسوب می‌شوند. اما من فاطمه اکبری و خواهران و برادران و دیگر وطنداران عزیزم در کشوری که با هم یکی بودیم و هیچ تفاوتی نداریم و زبان و حتی رسم الخط ما نیز یکسان است با مشکلات زیادی روبرو هستیم.\r\n\r\n\"\"\"\"\r\n\r\n۵- نمی دانم چه قدر درباره پنجشیر و احمد مسعود و پدرش می‌دانید آن‌ها قهرمانان ملی افغانستان هستند؟ برای شما این شخصیت‌ها و مبارزاتشان در ذهن شما نماد چه هستند؟\r\nمن از زمانی که پدرم در جهاد افغانستان بعنوان عکاس حضور داشتند و از تعریفهایی که پدر می‌گفتند احمد شاه مسعود را می‌شناختم. اما حالا این جوان فرزد شاه مسعود به پا خواسته در مقابل طالبان ایستاده و جهان با ایستادن درکنار طالبان و به رسمیت شناختن آنها در حق افغانستان جفا می‌کند. وقتی چنین جوانی به پا می‌خیزد قطعا من فاطمه اکبری که کیلومترها از خاک وطن و کابل دور هستم، قلبم برای وطنم و مردان بزرگی که در مقابل آنان ایستاده اند می تپد\r\n. آنها نه تنها در برابر طالبان بلکه در برابر تمام جهان ایستاده اند. من فقط می‌توانم برای احمدمسعود دعا کنم و خدا قطعا به او کمک خواهد کرد. ما امیدوار هستیم تاریخ افغانستان آنطور که ما مردم می‌خواهیم رقم بخورد و نه آن گونه که سیاستمداران می‌خواهند. فرد هنرمند نگاه خاص خود را دارد، وقتی در اینستاگرام می‌بینم هنرمندان ایرانی نسبت به وقایع اخیر افغانستان واکنش نشان می‌دهند بسیار خرسند می‌شوم و خدا را شکر می‌کنم که واکنش ها به گونه ای است که من بعنوان یک مهاجر افغانستانی خوشحال می‌شوم. امیدوارم برای احمد مسعود و جبهه مقاومت اتفاقات خوبی رقم بخورد. برخی جبهه مقاومت را «مخالفان طالبان» می‌نامند، اما احمد مسعود جبهه مقاومت در مقابل طالبان است. احمد شاه مسعود ده سال پس از آغاز مقاومت به نماد مقاومت ملی افغانستان تبدیل شد و اکنون نیز احمد مسعود راهی طولانی در پیش دارد و کاری که امروز شروع کرده است بسیار ارزشمند است و ما امیدواریم در این کار موفق باشد.\r\n۶- دوست دارید آینده افغانستان چگونه باشد؟\r\nقطعا هر انسانی آرزو می‌کند آینده همه مردم کشورهای جهان خوب باشد و نه فقط در یک جغرافیا، من دوست دارم تمام جهان در آرامش باشد. اما این مسئله برای من بیشتر قابل درک است، ایران کشوری که در آن به دنیا آمده‌ام، من را بعنوان یک شهروند نمی‌پذیرد. قلبم برای کشورم افغانستان می تپد و هر لحظه دعای من این است که مردم من روی خوشی و آرامش را ببینند. افغانستان پیش از این در مقابل شوروی ایستاد و پس از آن هم در جنگ‌های داخلی متحمل زخم های بسیاری شد. من دعا می‌کنم که کشورم دوباره درگیر جنگ داخلی نشود. امروز که این گفتگو را انجام می‌دهم یازدهم سپتامبر است و با مرور اتفاقات آن روز می‌بینیم که چقدر ساده با بهانه های این چنینی به کشوری که واقعا ثروتمند است حمله کردند و امروز مردم آن در فقر زندگی می‌کنند. افغانستان پر از معادن اورانیوم، لیتیوم،طلا و سنگ های قیمتی است اما هیچ کدام آنها متعلق به مردم افغانستان نیست. من امیدوارم که نه تنها افغانستان بلکه تمام کشورهایی که درگیر جنگ هستند، روی خوشی را ببینند.\r\n\r\n٧- اگر افغانستان به این آینده برسد حاضرید برگردید؟\r\nمن متولد ایران هستم و خودم را کسی می‌دانم که در ایران است. اگر این سوال را زمانی که سن کمتری داشتم می‌پرسیدید پاسخ می‌دادم: من یک ایرانی هستم، اما بخاطر سختی هایی که در ایران کشیده ام، و چون من در ایران پذیرفته نشده ام که بخواهم بگویم ایرانی هستم. اگر افغانستان به آینده مناسبی برسدمن نیز علاقه دارم به افغانستان برگردم بعنوان یک کارآفرین امکان اشتغال و مشارکت زنان را فراهم کنم. انگیزه من برای تحصیل در رشته تدوین این بودکه کارگردانان افغانی برای تدوین آثارشان به کشورهای دیگر از جمله ایران می‌رفتند و از خودم می‌پرسیدم که چرا از تدوینگرهای افغانستانی استفاده نمی‌کنند، به همین دلیل من احساس نیاز کردم و در این رشته تحصیل می‌کنم. بنابراین اگر افغانستان آینده روشنی داشته باشد قطعا برای پیشرفت افغانستان به این کشور سفر می‌کنم و می‌روم.\r\n٨- از خانه کابل برایمان بگویید؟\r\nخانه کابل، امیدخانه تمام افغانستانی ها و تمام ایرانی هایی است که افغانستان را پاره تن خودشان می‌دانند. ما یکی بودیم و از هم جدا شدیم. خانه کابل تنها یک رستوران نیست و در واقع یک پایگاه فرهنگی است. در این چند سال ما با برگزاری نمایشگاه عکس، افغانستان را به نمایش گذاشتیم و اکنون در این رستوران فرهنگ غذایی افغانستان را به مردم ایران معرفی می‌کنیم. و موسیقی افغانستانی را داریم و به فروش می‌رسانیم. دیوار، غذاها، موسیقی و تمام خانه کابل رنگ و بوی افغانستان و کابل را دارد. دانشجویان افغانستانی که در ایران درس می خوانند، وقتی از خانواده خود دور هستند، خانه کابل امید خانه آنها است. وقتی دلتنگ آنها می‌شوند، به اینجا می‌آیند و با مادرم صحبت می‌کنند. آنها مادرم را مادر خود خطاب می‌کنند، پدرم پدرشان است، من فاطمه و خواهرم بتول خواهرشان هستیم و ارتباطات ما به این شکل است. فضا در خانه کابل به گونه ای است که در روز استقلال افغانستان دوستان ایرانی ما با دسته گل آمدند و این روز را تبریک گفتند. استقلال افغانستان امسال مصادف با عاشورای حسینی بود و در زمانی اتفاق افتاد که افغانستان در شرایط بدی بود و چون در این روز خانه کابل تعطیل بود آنها آدرس منزل ما را پرسیدند و به خانه ما آمدند. آنها با خود گلدانی آوردند و گفتند به حرمت عاشورا گل نیاورده اند و آرزو می‌کنند به زودی شاخه گل صلح در این گلدان بگذاریم. این واقعا برای ما ارزشمند است. ما سالها دوستان ایرانی داشته ایم اما خانه کابل واقعا خانه است و از ابتدا که این نام را انتخاب کردیم همین هدف را داشتیم. هدف ما این بود که افراد با ورود به خانه کابل احساس ورود به خانه خودشان را داشته باشند.\r\n٩- از فعالیت های فرهنگی خودتان بگید در ایران با موضوع افغانستان\r\nفعالیت های فرهنگی محدود به نمایشگاه عکس نبوده است. در آخرین نمایشگاه ما در فرهنگسرای نیاوران عواید فروش آثار به مدارس خودگردان افغانستانی اهدا شد. با آواره شدن شمار زیادی از افغانستانی ها و آمدن آنها از شهرهای مختلف افغانستان به کابل و همچنین ورود آنها به ایران از مرز نیمروز، تلاش کردیم با راه اندازی پویشی به نام خوان زندگانی که برگرفته از یکی از اشعار خلیل الله خلیلی است، با ارسال کمک های دوستان ایرانی و افغانستانی که توسط پدرم که به افغانستان سفر کرده اند به دست بیجا شدگان برسانیم. با توجه به شرایط اخیر و مشکلات کابل، پدرم تا امروز موفق نشده بودند با افراد بیجا شده ملاقات کند، اما امروز موفق شدند بیجا شدگان را ببینند. شرایط کابل به گونه ای است که حتی امکان کمک رسانی نیز وجود ندارد. زنان امروز کابل، زنان 20 سال پیش نیستند که سکوت کنند. خیلی از افراد می‌گویند طالبان تغییر کرده اند اما من می‌گویم زنان افغانستان تغییر کرده اند و می‌ایستند و ما در کنار خواهران و برادرانمان هستیم. پدرم در آنجا حضور دارند و کاملا به شرایط اشراف دارند و خانواده ها را از نزدیک می‌بینند و کمک ها را به دستشان می‌رسانند. البته باتوجه به صحبت هایی که داشتیم شرایط بسیار وخیم‌تر از آن است که می‌بینیم. ما باز هم نیازمند کمکهای عزیزان هستیم زیرا شرایط خانواده های آواره بسیار بد است. منازل آنها تخریب شده است و بسیاری از آنان پولی برای برگشتن ندارند.\r\n١0-در مورد پدر و جمع‌آوری کمک‌های مردمی و ... بیشتر بگویید.\r\nخانواده ما پیش از این نیز با جمع آوری کمک ها از کشورهای مختلف خانواده های زیادی را تحت پوشش داشتیم و مواد غذایی و لوازم مورد نیاز حاشیه نشینان را تامین و در اختیار آنان قرار می‌دادیم. در زمان وقوع سیل سال گذشته نیز فراخوانی انجام شد و کمک هایی جمع آوری شد و این کمک ها برای ساخت سیل بند در پروان و کمک به سیل زدگان هزینه شد. درپی حوادث اخیر نیز با اطلاع رسانی و پست های اینستاگرامی اعلام کردیم که به کمک های دوستان برای رسیدگی به مشکلات بیجا شدگان نیاز داریم. همچنین اعلام کردیم پدرم در خود کابل حضور خواهد داشت و بسیاری از دوستان پیام فرستادند و ابراز همدردی کردند.\r\n\r\n**خیلی ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید
نظرات

نظر شما

: : :
کلیه حقوق این سایت برای بورس خبر ایران محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.


boursekhabariranian
Copyright © 2021 www.‎boursekhabariranian.ir‎, All rights reserved.