\r\n\r\n\r\n

\r\nعبدالرضا ناصرمقدسی: انصراف دستهجمعی رزیدنتهای سال یک ارتوپدی بیمارستان امام حسین در اولین روزهای شروع دوره دستیاری، موضوعی بود که دیگر چندان تعجبی را در کسانی که با وضعیت نامطلوب آموزش پزشکی در این مملکت آشنا هستند، برنینگیخت. در همین چند روز پیش نیز باز یک رزیدنت دیگر فوت کرد. اینها همه در کنار هم عمق فاجعهای را نشان میدهند که در نهایت دامان سلامت مردمان این مرزوبوم را خواهد گرفت. اگر تا همین چند سال پیش رشته ارتوپدی رشتهای بود که بهترین دانشجویان پزشکی آرزوی قبولی در آن را داشتند، حالا وضع به جایی رسیده که عطایش را به لقایش میبخشند و بهجای شنیدن توهین و گذراندن رشتهای با فشار کاری بسیار زیاد، در اقدامی اعتراضی به وضعیت موجود انصراف میدهند. آنها با خودشان فکر میکنند که آینده مبهم معیشتیشان ارزش این همه توهین و فشار را ندارد. کجای دنیا یک رزیدنت این همه کشیک آنهم سخت و طاقتفرسا میدهد؟ در کجای دنیا توهین به رزیدنتها و به تبع آن به پزشکان، اینگونه سازمانیافته است؟ آنطور که در گروههای تلگرامی خواندم، این رزیدنتها نیز در همان روزهای اول از رفتار زشت و توهینآمیز یکی از رزیدنتهای سال بالاتر، کارشان به انصراف دستهجمعی کشیده است. دوستانی که دوره رزیدنتی را گذراندهاند میدانند که بهخصوص در بعضی از رشتهها این رفتارهای توهینآمیز سلسلهمراتبی، نهتنها معمول است بلکه نوعی افتخار نیز محسوب میشود. یادم هست رزیدنت سال اول بودم. اورژانس بسیار شلوغ بود. در نیمههای شب فرصتی پیدا کردم که برای چند دقیقهای دراز بکشم شاید بتوانم تا صبح به ویزیت بیماران ادامه دهم. هنوز اصطلاحا چشمم گرم نشده بود که تکان دستی مرا بلند کرد. رزیدنت سال دوم یکی از همین رشتهها بود. من را بلند کرد و گفت: «من خوابم میآید و میخواهم بخوابم. از جایت بلند شو که من بخوابم». من هاجوواج بلند شدم. هیچ جوابی ندادم، اما داشتم به این فکر میکردم که چرا چنین کسی باید پزشک شود؟ کسی که اخلاق ندارد چرا باید جان مردم در دستان او باشد؟ از افتخارات همین رزیدنت این بود که بلایی بر سر یک رزیدنت سال اول خانم آورده که همان ماه اول انصراف داده است. او هر بار بلندبلند این موضوع را میگفت و افتخار میکرد که رشته فلان که جای خانمها نیست: «بلایی سرش آوردم که برود». متأسفانه هیچکس در سالهای قبل توجهی به چنین رفتارهایی که بهخصوص در بعضی از رشتههای تخصصی معمول بودند، نکرد. نتیجه هم چیزی شد که در حال حاضر مشاهده میکنیم؛ مرگ و خودکشی رزیدنتها و حالا انصراف دستهجمعی آنها برای اینکه شرایط اسفبار، آنها را به جایی نرساند که دست به خودکشی بزنند. هرکس در رشته پزشکی درس خوانده میداند که قبولی در رشتههای تخصصی، آنهم ارتوپدی، چقدر سخت است. زمانی همه به امید یک زندگی خوب به این رشته میآمدند، اما اکنون و با وضع معیشتی بد پزشکان و آینده تیره و تاری که سیاستهای بهداشتی این مملکت برای آنها ساخته، فقط دورنمایی تاریک در انتظار این دانشجویان نخبه است. همین هم میشود که وقتی با توهین و ناسزا روبهرو میشوند، به این نتیجه میرسند که متأسفانه این راه به جای خوبی ختم نخواهد شد. با کمال تأسف منطقی است اگر در چنین شرایطی انصراف بدهند. واقعا امیدوارم مسئولان امر به خودشان بیایند و ببینند که سیاستها و رفتارهایشان چه شرایطی را به وجود آورده است.\r\n\r\n